1. ایجاد فاصله بین فرزندان و والدین و خودکفایی فرزندان در گذراندن اوقات فراغت
بخش مهمی از زندگی کودکان و نوجوانان، بازی و فعالیتهای تفریحی است که در شکلگیری شخصیت و روحیات آنان در بزرگسالی، نقش مهمی ایفا میکند. ذهن کودک، پذیرای هر گونه تجربه و آموزش است و خانوادهها میتوانند از طریق بازی، سرگرمی و تفریح، آنان را برای زندگی آماده سازند. یکی از شیوههای تربیت فرزندان، بازی کردن و همبازی شدن با آنهاست. والدین میتوانند از این راه وارد دنیای کودک شوند و با او ارتباطی نزدیک و صمیمانه برقرار کنند.
امروزه، دنیای کودکان و نوجوانان را تلویزیون و دیگر رسانهها و ابزارهای مدرن، احاطه کرده است. فن آوری های مدرن با برقراری رابطه با کودکان و نوجوانان، فرصت با خانواده بودن را از آنها گرفته و سبب سردی روابط آنها و والدینشان شده اند.
2. کمبود محبت در فرزندان و ارضا نشدن نیازهای عاطفی
تفریح و سرگرمی در خانوادهها با فن آوری های مدرن، فرصتی برای ابراز محبت اعضا به یکدیگر و برآوردن نیازهای عاطفی آنها باقی نمیگذارد؛ زیرا در زندگی مدرن، بیشتر وقت افراد برای کار و اشتغال سپری میشود و باقی اوقاتی هم که باید در کنار یکدیگر باشند و به تفریح و سرگرمی سپری کنند، به وسیله ابزارهای مدرن پر شده است. سرگرمی و تفریح با ابزارهای مدرن، جایگزین روابط خانوادگی شده است. در نتیجه، نیازهای عاطفی آنها نادیده گرفته میشود و اعضا دچار کمبود محبت میشوند.
یکی از روشهای تربیتی که در فرهنگ اسلامی نیز بر آن تأکید شده، برقراری ارتباط عاطفی و محبتآمیز با فرزندان است. رابطه عاطفی و مهرورزی در خانواده، سبب آرامش روحی و روانی، اعتماد به نفس، اعتماد به والدین، الگوگیری در مهرورزی به دیگران، و احساس امنیت میشود. به این ترتیب، از پیدایش بسیاری از مشکلات، ناهنجاریها و انحرافها پیشگیری خواهد شد.
3. اختلال در مهارتهای اجتماعی فرزندان و گوشه گیری آنها
بسیاری از مهارتهای اجتماعی افراد در خانواده شکل میگیرد و افراد در این محیط برای زندگی در میان جمع و گروه، آماده میشوند. اجتماعی شدن، یعنی آشنایی با قوانین و درونی کردن نقشها و ارزشهای فرهنگی در خانواده صورت میگیرد. همکاری گروهی، مشارکت در تصمیمگیریها، همدلی و همدردی با دیگران، رقابت، تقسیم کار و مسئولیتپذیری، تعهد، احترام به حقوق دیگران و رعایت عرف و هنجارهای اجتماعی، اموری است که باید در خانواده تمرین و آموخته شود تا فرد به بلوغ اجتماعی برسد.
رواج سرگرمیهای کامپیوتری و ارتباطات مجازی در خانواده، از روابط عاطفی اعضای خانواده با یکدیگر و با دیگر خانوادهها میکاهد و افراد خانواده را به تدریج گوشهگیر و از اجتماع دور میسازد. به همین دلیل، پس از ورود به جامعه، به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران، دچار ناامیدی میشوند و با قطع ارتباط با جامعه و دیگران، آسیب میبینند.
در اینترنت، ارتباط ها در اتاقهای گفتوگو و بین مخاطبانی بینام و نشان برقرار میگردد.
افراد در دنیای مجازی، وارد تعاملاتی میشوند که به کلی با ارتباطات دنیای واقعی تفاوت دارد و از چارچوبهای مرسوم اجتماعی و عرفی خارج است. ازاینرو، مهارتهای لازم را برای ارتباط با دنیای بیرون، به افراد نمیآموزد. بازیهای کامپیوتری، به شکل اعتیادآوری ارتباط فرد با دنیای بیرون را قطع میکند و او را از امور پیرامونش، غافل میسازد
برقراری ارتباط و دادن پیام از طریق تلفنهای همراه نیز سبب میشود افراد برای ارتباط با یکدیگر، نیازی به دیدار و گفتوگوهای طولانی و صمیمانه با هم نداشته باشند و از طریق فنآوریهای اطلاعات و فن آوری ارتباطات، پیامها و اطلاعات خود را در جملات کوتاه و سرد و بدون حاشیه ارسال کنند. این امر روابط را سرد، و به تدریج افراد را از یکدیگر دور میسازد و منزوی شدن آنها را در پی خواهد داشت. شرکت در گروه و اجتماع، در رشد اجتماعی نقش مؤثری ایفا میکند و یکی از عوامل موفقیت افراد است که باید از سنین پایین، در خانواده به فرد آموخته شود.
4. کاهش نوآوری و خلاقیت فرزندان
در خانوادهای که فرصت بازی و تفریحات سالم از بین برود یا در مسیر نادرست قرار گیرد، والدین با استعدادهای فرزندانشان آشنا نمی شوند و نمی توانند آنان را برای تعیین مسیر زندگی و پیشرفت، آماده و راهنمایی کنند. درحالیکه یکی از تکالیف والدین، کوشش در رشد و پرورش استعدادهای فرزندان در حد امکان و توانایی است. زمانی که فرزندان در خانواده برای گذراندن اوقات فراغت به اینترنت و بازیهای کامپیوتری و سینماها، روی آورند، نیروی تفکر و نوآوری آنان شکوفا نمی شود.
5. نبود تمرکز در تربیت فرزندان
در گذشته، تربیت فرزندان در خانواده متمرکز بود و خانوادهها فرزندان را بر اساس ارزشها و باورهای مورد قبول خود تربیت میکردند، اما امروزه با وجود رسانهها، خانوادهها نقش خود را در تربیت فرزندان، تا اندازه زیادی از دست دادهاند؛ چنانکه دنیای کودک را رسانههای مختلف احاطه کرده و فرصت تربیت را از والدین گرفتهاند. در نتیجه، خانوادهها دیگر نمیتوانند بر اساس نظام فکری ـ اعتقادی خود، فرزندانشان را تربیت کنند.
به بیان دیگر، رسانهها جایگزین والدین میشوند و ابتکار عمل را در پرورش همهجانبه فرزندان به دست میگیرند؛ آن گونه که اقتصاد، بازار، سود و تجارت میخواهد. (پستمن، 1384: 59) در این وضعیت، کودکان طبق ارزشها و باورهای حاکم بر خانواده رشد نمیکنند و از همان کودکی، بین آنها و والدینشان اختلاف و فاصله به وجود میآید.
6. کاهش کنترل و نظارت بر رفتارهای فرزندان
فن آوریهای رسانهای، نظارت و کنترل خانوادهها بر فرزندان را کاهش، و آزادی فرزندان را افزایش داده است. با وجود چنین فن آوریهایی، روابط و رفتارهای افراد خانواده، دور از چشم دیگران خواهد بود. فرزندان بدون اطلاع والدین و بیهیچ محدودیت و واهمهای، با افراد مختلفی ارتباط برقرار میکنند. در نتیجه، والدین به عنوان سرپرست و بزرگتر که باید مراقب فرزندانشان باشند، دیگر از عهده این کار برنمی آیند.
امروزه با وجود فن آوری های مدرن، کنترل اخلاق و رفتار فرزندان برای والدین دشوار شده است. در گذشته، والدین در قبال رفتارها و روابط فرزندان احساس مسئولیت میکردند، بر رفتار آنان به آسانی نظارت داشتند و آنها را راهنمایی یا از مسائلی منع میکردند. امروزه با وجود ابزارهای نوین رسانهای، فرزندان به ندرت کنترل میشوند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان، به ویژه در جامعه ما از تلفن همراه استفاده میکنند و یا در اتاق خود کامپیوتر و تلویزیون در اختیار دارند، چگونه ممکن است پیامها و گفتوگوهای آنان یا استفاده آنها از رسانه را کنترل کرد؟
حجم بالای اطلاعات گسترده و بیشتر ناکارآمد و غیراخلاقی در رسانهها، امروزه وظایف خانواده را در کنترل فرزندان در عرصه رسانه سنگین کرده است و خانواده بر خلاف گذشته، اکنون قدرت چندانی در کنترل اطلاعات ندارد. تلویزیون، اینترنت و ماهواره، اطلاعات را در برابر نسل جوان می گسترانند و فرزندان به راحتی میتوانند به هر نوع اطلاعاتی دست یابند. (پستمن، پیشین)
این مشکل را از دو جنبه میتوان بررسی کرد: اول اینکه فن آوری های مدرن با ماهیت و ویژگیای که دارند، غیرقابل کنترل هستند؛ دوم اینکه ارزشها و نگرشهایی را که با خود به همراه میآورند، چنانکه پیش از این گفته شد، جایگاه والدین را به عنوان سرپرست خانواده از بین برده است و فرزندان را دارای جایگاهی برابر با والدین جلوه میدهند.
پیشنهادها
1. آموزش خانوادهها برای استفاده از فن آوری های مدرن و دادن اطلاعات لازم به آنان درباره آسیبها و چالشهای پیش رو. باید یادآور شد که مزایا و فواید فن آوری های مدرن، دیدنی و چشمگیر، اما آسیبها و چالشهای آنها پنهان و خاموش است. البته مراکز پژوهشی در این زمینه نقش به سزایی دارند و میتوانند معایب و آسیبهای فن آوری مدرن را بررسی و مطالعه کنند تا نهادهای آموزشی و رسانه ملی از نتایج بررسیهای آنها بهره گیرند.
از آنجا که رسانهها دارای کارکردهای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی هستند، در این زمینه مؤثرترین ابزار به شمار میروند. «نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید و توزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجعهایی معنیدار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت، ما را توانا میسازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافتهای ما از این تجربه نظم و نسق میدهد و ما را یاری میکند تا معرفتهای گذشته را محفوظ نگه داریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم». (مک کوئیل، 1382: 140)
2. تقویت ارزشها، باورها و اعتقادات دینی و معنوی در خانواده ها: با توجه به کارکرد فرهنگسازی رسانه ها، این کار مهم نیز به کمک آنها تحقق مییابد. ارائه مدلها و الگوهای کارآمد از خانواده دینی و زمینه سازی برای رشد اخلاقی و معنوی خانواده ها، از این راه امکانپذیر است.
در این میان، جا دارد که عقاید، ارزشها و آداب و رسوم مذهبی خانوادگی در سریالها و دیگر برنامههای تلویزیونی با اهمیت و کارکرد مثبت به نمایش درآید. در این زمینه، موارد ذیل به عنوان راهکارهای رسانه ای پیشنهاد میشود:ـ تأکید بر رفتوآمد بیشتر با خویشاوندان و دوستان؛ـ ترویج کارهای گروهی و اجتماعی بین خانوادهها و اعضای خانواده؛ ـ تشویق به محدود کردن استفاده از رسانهها در مواقعی که اعضای خانواده باید کنار هم باشند؛ برای مثال، هنگام غذا خوردن یا هنگامی که اعضای خانواده در مراسم خاصی حضور دارند؛
ـ اکتفا نکردن به پیامک و تماس تلفنی در احوالپرسیها و صله رحم؛ ـ مسافرتهای جمعی با خانواده؛ ـ توجه دادن به موارد منع استفاده از برخی فن آوریها، مانند: استفاده فرزندان کم سنوسال از تلفن همراه؛ـ ترویج احترام به بزرگترها و افراد کهنسال و رعایت جایگاه سلسلهمراتبی در خانواده؛ـ مقاومت در برابر خواستهها و نیازهای غیرضروری فرزندان و جلوگیری از افزایش انتظارات و توقعات آنان؛ ـ تشویق به اختصاص دادن زمان بیشتری برای گفتوگو با یکدیگر در خانواده و برقراری ارتباط عاطفی و کلامی با اعضای خانواده؛ ـ تأکید بر اولویت دادن به مصلحت جمعی در برابر مصلحت فرد در خانواده؛
سخن پایانی
فن آوری مدرن، پدیدهای خنثی و بیطرف نیست، بلکه نماینده مدرنیته غرب است که ایدئولوژی و ارزشهای نظام سرمایهداری و فرهنگ غرب را با خود به همراه دارد و با هدف جهانیسازی و فراگیر کردن اندیشه غرب، در پی تغییر فرهنگ و تمدنهای دیگر است. خانواده که مهمترین رکن نظام اجتماعی است، در جامعه ما بر پایه ارزشها و باورهای سنتی و دینی شکل گرفته و کارکردها و ساختار آن را مشخص و نهادینه ساخته است.
اکنون که این نهاد مهم در رویارویی با فن آوری های مدرن و ارزشها و فرهنگ آن، دچار چالش و آسیب شده است و نزدیک است که کارکردهای اصلی و اصیل خود را از دست بدهد، ضرورت دارد ترتیبی در پیش گرفته شود که استفاده از فن آوری های مدرن، با آگاهی از ویژگیها و ماهیت آنها صورت گیرد. در این زمینه، باید به خانوادهها برای استفاده صحیح از آنها در چارچوب ارزشهای اصیل دینی، آموزش لازم داده شود.
1. ایجاد فاصله بین فرزندان و والدین و خودکفایی فرزندان در گذراندن اوقات فراغت
بخش مهمی از زندگی کودکان و نوجوانان، بازی و فعالیتهای تفریحی است که در شکلگیری شخصیت و روحیات آنان در بزرگسالی، نقش مهمی ایفا میکند. ذهن کودک، پذیرای هر گونه تجربه و آموزش است و خانوادهها میتوانند از طریق بازی، سرگرمی و تفریح، آنان را برای زندگی آماده سازند. یکی از شیوههای تربیت فرزندان، بازی کردن و همبازی شدن با آنهاست. والدین میتوانند از این راه وارد دنیای کودک شوند و با او ارتباطی نزدیک و صمیمانه برقرار کنند.
امروزه، دنیای کودکان و نوجوانان را تلویزیون و دیگر رسانهها و ابزارهای مدرن، احاطه کرده است. فن آوری های مدرن با برقراری رابطه با کودکان و نوجوانان، فرصت با خانواده بودن را از آنها گرفته و سبب سردی روابط آنها و والدینشان شده اند.
2. کمبود محبت در فرزندان و ارضا نشدن نیازهای عاطفی
تفریح و سرگرمی در خانوادهها با فن آوری های مدرن، فرصتی برای ابراز محبت اعضا به یکدیگر و برآوردن نیازهای عاطفی آنها باقی نمیگذارد؛ زیرا در زندگی مدرن، بیشتر وقت افراد برای کار و اشتغال سپری میشود و باقی اوقاتی هم که باید در کنار یکدیگر باشند و به تفریح و سرگرمی سپری کنند، به وسیله ابزارهای مدرن پر شده است. سرگرمی و تفریح با ابزارهای مدرن، جایگزین روابط خانوادگی شده است. در نتیجه، نیازهای عاطفی آنها نادیده گرفته میشود و اعضا دچار کمبود محبت میشوند.
یکی از روشهای تربیتی که در فرهنگ اسلامی نیز بر آن تأکید شده، برقراری ارتباط عاطفی و محبتآمیز با فرزندان است. رابطه عاطفی و مهرورزی در خانواده، سبب آرامش روحی و روانی، اعتماد به نفس، اعتماد به والدین، الگوگیری در مهرورزی به دیگران، و احساس امنیت میشود. به این ترتیب، از پیدایش بسیاری از مشکلات، ناهنجاریها و انحرافها پیشگیری خواهد شد.
3. اختلال در مهارتهای اجتماعی فرزندان و گوشه گیری آنها
بسیاری از مهارتهای اجتماعی افراد در خانواده شکل میگیرد و افراد در این محیط برای زندگی در میان جمع و گروه، آماده میشوند. اجتماعی شدن، یعنی آشنایی با قوانین و درونی کردن نقشها و ارزشهای فرهنگی در خانواده صورت میگیرد. همکاری گروهی، مشارکت در تصمیمگیریها، همدلی و همدردی با دیگران، رقابت، تقسیم کار و مسئولیتپذیری، تعهد، احترام به حقوق دیگران و رعایت عرف و هنجارهای اجتماعی، اموری است که باید در خانواده تمرین و آموخته شود تا فرد به بلوغ اجتماعی برسد.
رواج سرگرمیهای کامپیوتری و ارتباطات مجازی در خانواده، از روابط عاطفی اعضای خانواده با یکدیگر و با دیگر خانوادهها میکاهد و افراد خانواده را به تدریج گوشهگیر و از اجتماع دور میسازد. به همین دلیل، پس از ورود به جامعه، به دلیل ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران، دچار ناامیدی میشوند و با قطع ارتباط با جامعه و دیگران، آسیب میبینند.
در اینترنت، ارتباط ها در اتاقهای گفتوگو و بین مخاطبانی بینام و نشان برقرار میگردد.
افراد در دنیای مجازی، وارد تعاملاتی میشوند که به کلی با ارتباطات دنیای واقعی تفاوت دارد و از چارچوبهای مرسوم اجتماعی و عرفی خارج است. ازاینرو، مهارتهای لازم را برای ارتباط با دنیای بیرون، به افراد نمیآموزد. بازیهای کامپیوتری، به شکل اعتیادآوری ارتباط فرد با دنیای بیرون را قطع میکند و او را از امور پیرامونش، غافل میسازد
برقراری ارتباط و دادن پیام از طریق تلفنهای همراه نیز سبب میشود افراد برای ارتباط با یکدیگر، نیازی به دیدار و گفتوگوهای طولانی و صمیمانه با هم نداشته باشند و از طریق فنآوریهای اطلاعات و فن آوری ارتباطات، پیامها و اطلاعات خود را در جملات کوتاه و سرد و بدون حاشیه ارسال کنند. این امر روابط را سرد، و به تدریج افراد را از یکدیگر دور میسازد و منزوی شدن آنها را در پی خواهد داشت. شرکت در گروه و اجتماع، در رشد اجتماعی نقش مؤثری ایفا میکند و یکی از عوامل موفقیت افراد است که باید از سنین پایین، در خانواده به فرد آموخته شود.
4. کاهش نوآوری و خلاقیت فرزندان
در خانوادهای که فرصت بازی و تفریحات سالم از بین برود یا در مسیر نادرست قرار گیرد، والدین با استعدادهای فرزندانشان آشنا نمی شوند و نمی توانند آنان را برای تعیین مسیر زندگی و پیشرفت، آماده و راهنمایی کنند. درحالیکه یکی از تکالیف والدین، کوشش در رشد و پرورش استعدادهای فرزندان در حد امکان و توانایی است. زمانی که فرزندان در خانواده برای گذراندن اوقات فراغت به اینترنت و بازیهای کامپیوتری و سینماها، روی آورند، نیروی تفکر و نوآوری آنان شکوفا نمی شود.
5. نبود تمرکز در تربیت فرزندان
در گذشته، تربیت فرزندان در خانواده متمرکز بود و خانوادهها فرزندان را بر اساس ارزشها و باورهای مورد قبول خود تربیت میکردند، اما امروزه با وجود رسانهها، خانوادهها نقش خود را در تربیت فرزندان، تا اندازه زیادی از دست دادهاند؛ چنانکه دنیای کودک را رسانههای مختلف احاطه کرده و فرصت تربیت را از والدین گرفتهاند. در نتیجه، خانوادهها دیگر نمیتوانند بر اساس نظام فکری ـ اعتقادی خود، فرزندانشان را تربیت کنند.
به بیان دیگر، رسانهها جایگزین والدین میشوند و ابتکار عمل را در پرورش همهجانبه فرزندان به دست میگیرند؛ آن گونه که اقتصاد، بازار، سود و تجارت میخواهد. (پستمن، 1384: 59) در این وضعیت، کودکان طبق ارزشها و باورهای حاکم بر خانواده رشد نمیکنند و از همان کودکی، بین آنها و والدینشان اختلاف و فاصله به وجود میآید.
6. کاهش کنترل و نظارت بر رفتارهای فرزندان
فن آوریهای رسانهای، نظارت و کنترل خانوادهها بر فرزندان را کاهش، و آزادی فرزندان را افزایش داده است. با وجود چنین فن آوریهایی، روابط و رفتارهای افراد خانواده، دور از چشم دیگران خواهد بود. فرزندان بدون اطلاع والدین و بیهیچ محدودیت و واهمهای، با افراد مختلفی ارتباط برقرار میکنند. در نتیجه، والدین به عنوان سرپرست و بزرگتر که باید مراقب فرزندانشان باشند، دیگر از عهده این کار برنمی آیند.
امروزه با وجود فن آوری های مدرن، کنترل اخلاق و رفتار فرزندان برای والدین دشوار شده است. در گذشته، والدین در قبال رفتارها و روابط فرزندان احساس مسئولیت میکردند، بر رفتار آنان به آسانی نظارت داشتند و آنها را راهنمایی یا از مسائلی منع میکردند. امروزه با وجود ابزارهای نوین رسانهای، فرزندان به ندرت کنترل میشوند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان، به ویژه در جامعه ما از تلفن همراه استفاده میکنند و یا در اتاق خود کامپیوتر و تلویزیون در اختیار دارند، چگونه ممکن است پیامها و گفتوگوهای آنان یا استفاده آنها از رسانه را کنترل کرد؟
حجم بالای اطلاعات گسترده و بیشتر ناکارآمد و غیراخلاقی در رسانهها، امروزه وظایف خانواده را در کنترل فرزندان در عرصه رسانه سنگین کرده است و خانواده بر خلاف گذشته، اکنون قدرت چندانی در کنترل اطلاعات ندارد. تلویزیون، اینترنت و ماهواره، اطلاعات را در برابر نسل جوان می گسترانند و فرزندان به راحتی میتوانند به هر نوع اطلاعاتی دست یابند. (پستمن، پیشین)
این مشکل را از دو جنبه میتوان بررسی کرد: اول اینکه فن آوری های مدرن با ماهیت و ویژگیای که دارند، غیرقابل کنترل هستند؛ دوم اینکه ارزشها و نگرشهایی را که با خود به همراه میآورند، چنانکه پیش از این گفته شد، جایگاه والدین را به عنوان سرپرست خانواده از بین برده است و فرزندان را دارای جایگاهی برابر با والدین جلوه میدهند.
پیشنهادها
1. آموزش خانوادهها برای استفاده از فن آوری های مدرن و دادن اطلاعات لازم به آنان درباره آسیبها و چالشهای پیش رو. باید یادآور شد که مزایا و فواید فن آوری های مدرن، دیدنی و چشمگیر، اما آسیبها و چالشهای آنها پنهان و خاموش است. البته مراکز پژوهشی در این زمینه نقش به سزایی دارند و میتوانند معایب و آسیبهای فن آوری مدرن را بررسی و مطالعه کنند تا نهادهای آموزشی و رسانه ملی از نتایج بررسیهای آنها بهره گیرند.
از آنجا که رسانهها دارای کارکردهای اطلاعرسانی و آگاهیبخشی هستند، در این زمینه مؤثرترین ابزار به شمار میروند. «نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید و توزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجعهایی معنیدار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت، ما را توانا میسازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، به دریافتهای ما از این تجربه نظم و نسق میدهد و ما را یاری میکند تا معرفتهای گذشته را محفوظ نگه داریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم». (مک کوئیل، 1382: 140)
2. تقویت ارزشها، باورها و اعتقادات دینی و معنوی در خانواده ها: با توجه به کارکرد فرهنگسازی رسانه ها، این کار مهم نیز به کمک آنها تحقق مییابد. ارائه مدلها و الگوهای کارآمد از خانواده دینی و زمینه سازی برای رشد اخلاقی و معنوی خانواده ها، از این راه امکانپذیر است.
در این میان، جا دارد که عقاید، ارزشها و آداب و رسوم مذهبی خانوادگی در سریالها و دیگر برنامههای تلویزیونی با اهمیت و کارکرد مثبت به نمایش درآید. در این زمینه، موارد ذیل به عنوان راهکارهای رسانه ای پیشنهاد میشود:ـ تأکید بر رفتوآمد بیشتر با خویشاوندان و دوستان؛ـ ترویج کارهای گروهی و اجتماعی بین خانوادهها و اعضای خانواده؛ ـ تشویق به محدود کردن استفاده از رسانهها در مواقعی که اعضای خانواده باید کنار هم باشند؛ برای مثال، هنگام غذا خوردن یا هنگامی که اعضای خانواده در مراسم خاصی حضور دارند؛
ـ اکتفا نکردن به پیامک و تماس تلفنی در احوالپرسیها و صله رحم؛ ـ مسافرتهای جمعی با خانواده؛ ـ توجه دادن به موارد منع استفاده از برخی فن آوریها، مانند: استفاده فرزندان کم سنوسال از تلفن همراه؛ـ ترویج احترام به بزرگترها و افراد کهنسال و رعایت جایگاه سلسلهمراتبی در خانواده؛ـ مقاومت در برابر خواستهها و نیازهای غیرضروری فرزندان و جلوگیری از افزایش انتظارات و توقعات آنان؛ ـ تشویق به اختصاص دادن زمان بیشتری برای گفتوگو با یکدیگر در خانواده و برقراری ارتباط عاطفی و کلامی با اعضای خانواده؛ ـ تأکید بر اولویت دادن به مصلحت جمعی در برابر مصلحت فرد در خانواده؛
سخن پایانی
فن آوری مدرن، پدیدهای خنثی و بیطرف نیست، بلکه نماینده مدرنیته غرب است که ایدئولوژی و ارزشهای نظام سرمایهداری و فرهنگ غرب را با خود به همراه دارد و با هدف جهانیسازی و فراگیر کردن اندیشه غرب، در پی تغییر فرهنگ و تمدنهای دیگر است. خانواده که مهمترین رکن نظام اجتماعی است، در جامعه ما بر پایه ارزشها و باورهای سنتی و دینی شکل گرفته و کارکردها و ساختار آن را مشخص و نهادینه ساخته است.
اکنون که این نهاد مهم در رویارویی با فن آوری های مدرن و ارزشها و فرهنگ آن، دچار چالش و آسیب شده است و نزدیک است که کارکردهای اصلی و اصیل خود را از دست بدهد، ضرورت دارد ترتیبی در پیش گرفته شود که استفاده از فن آوری های مدرن، با آگاهی از ویژگیها و ماهیت آنها صورت گیرد. در این زمینه، باید به خانوادهها برای استفاده صحیح از آنها در چارچوب ارزشهای اصیل دینی، آموزش لازم داده شود.